۲۵ صحنه ی فراموش نشدنی Game of Thrones – بخش دوم

در بخش اول مقاله، ۱۳ لحظه ی فراموش نشدنی Game of Thrones رو بررسی کردیم. و حالا با بخش دوم این مقاله در خدمت شما عزیزان هستیم.

!!! متن حاوی اسپویل هایی از همه ی فصل های سریال است و داستان سریال را لو می دهد !!!

۱۲. اعتراف جیمی لنیستر در جکوزی

فصل ۳، قسمت ۵: Kissed by Fire – بوسیده توسط آتش

تلویزیون تا حالا زوج های عجیبی رو کنار هم قرار داده بود، اما هیچکدوم تا به حال با هم حمام نکرده بودن. در حمام مشترک جیمی لنیستر معلول و دشمن قدیمی و دوست کنونی او برین از تارث، موضوع پیچیده تر از خیره شدن های این دو نفر به هم دیگه س. جیمی به خاطر زخم هاش و بحث و مجادله با این زن جنگجو خسته میشه، و بالاخره کم میاره و داستان واقعی تبدیل شدنش به «شاه کش» رو میگه: اون آئریس تارگرین، شاه دیوانه رو میکشه و نمیذاره اون کینگزلندینگ رو با خاک یکسان کنه. در آخر شوالیه ی خسته توی بغل برین میفته و فقط ازش یک درخواست میکنه که اون رو به اسم واقعیش صدا کنه. این صحنه ی احساسی، اون روی مهربون و قهرمانانه ی شخصیتی رو نشون میده که قبل از این خیلیا ازش متنفر بودن.

۱۱. پیاده روی شرم

فصل ۵، قسمت ۱۰: Mother’s Mercy – رحم مادر

شرم! شرم! شرم! گذراندن بدون لباس سرسی لنیستر از میان مردم، بعد از اینکه او به گناهانش اعتراف میکنه، به اندازه ی همه ی مرگ های این سریال شوکه کننده بود. از یک طرف، نشون دهنده ی تنفر بی رحمانه ی جامعه ی وستروسی نسبت به زن هاست، حتی در مقابل زنی که ملکه ی اونهاست. از طرفی، بهترین شخصیت بد سریال رو با حالتی انسانی نشون میده. اگه با وجود جرم هایی که سرسی مرتکب شده، وقتی توی خیابون لخت و تحقیر شد با اون احساس همدردی نمی کنید، پس دارید سریال اشتباهی رو می بینید.

۱۰. بوسه روی دیوار

فصل ۳، قسمت ۶: The Climb – صعود

به قول David Bowie خواننده ی فقید، بیاید جان اسنو و ایگریت رو بر روی دیوار به یاد بیاریم، وقتی هم رو بوسیدن و انگار نمیدونستن چی در انتظارشونه. بهترین صحنه ی این زوج بعد از یک سکانس هیجان انگیز بود، که در اون از دیوار یخی بالا میومدن و نزدیک بود حین این کار بمیرن، و زنده موندنشون به اندازه کافی لذت بخش بود. اما فرمانده ی آینده ی نایتز واچ و عشقش موقعیت رو غنیمت دونستن و در صحنه ی طلوع آفتاب بر فراز دیوار، رمانتیک ترین بوسه ی سریال رو تا به این لحظه رقم زدن.خیلی کم پیش میاد که Game of Thrones مارو خوشحال کنه و این دو نفر هم در ادامه دیگه همچین شانسی رو به دست نیاوردن.

۹. نبرد حرامزاده ها

فصل ۶، قسمت ۹: Battle of the Bastards – نبرد حرامزاده ها

خیلی سخته که اون جوون بی تجربه که بالای دیوار با دوست دخترش عشق بازی می کرد رو به فرمانده ی از مرگ برگشته ای که داره زیر تپه ای از اجساد غرق میشه و برای پس گرفتن سرزمین پدریش میجنگه ربط داد. اما اینجا وستروسه: اگه میخوای زنده بمونی باید سریع بزرگ بشی، و بازم تضمینی نیست که زنده بمونی. این بازی بی رحمانه، جان و متحدان شمالیش یعنی وحشی ها و وفاداران به استارک ها رو در مقابل ارتش رمزی بولتون روانی قرار میده، و باعث کشته شدن خیلی ها میشه. این قسمت نشون دهنده ی مهمترین اصل سریال و کتاب های مارتین، یعنی وحشیانه بودن جنگه. همه منتظر یک فاجعه بودن تا اینکه بانو سانسا استارک سواره نظام رو فرستاد. این قسمت یک کابوس تمام عیار بود.

۸. مانتین و وایپر

فصل ۴، قسمت ۸: The Mountain and the Viper – کوه و افعی

مغرور شدن شاهزاده اوبرین مارتل در این قسمت کار دستش داد و باعث جدایی ستاره ی فصل چهارم، پدرو پاسکال از سریال شد. شخصیتی خوشگذران، بامزه و گاهی اوقات هم کشنده. افعی قرمز به امید انتقام از خاندان لنیستر برای دست داشتن در قتل خانوادش، به کینگزلندینگ اومده بود. فقط یک مشکل وجود داشت: سر گرگور کلگان معروف به «کوه»، بزرگترین، وحشتناک ترین و سرسخت ترین موجود هفت قلمرو که یکی از قوی ترین مردان جهان نقشش رو بازی میکنه. وقتی به نظر میومد شاهزاده، این غول بزرگ رو شکست داده، مانتین هنوز وقت داشت تا به گناهانش اعتراف کنه و جمجمه ی وایپر رو مثل یک هندونه خورد کنه. این صحنه حتی با استانداردهای GoT چندش آور بود، و مارو هم مثل تیریون شوکه کرد.

۷. پیروزی شاه شب

فصل ۵، قسمت ۸: Hardhome – هاردهوم

یک استعاره ی ضدجنگ میخواید؟ بهمنی از اجساد تشنه به خونی که به سمت انسانها هجوم میارن چطوره؟ این سرنوشتی بود که بر سر روستای دورافتاده ی هاردهوم افتاد و وایت واکرها و ارتش زامبی هاشون به یکباره به اونجا حمله کردن. بهترین صحنه ی این قسمت جایی بود که مبارزه متوقف شد و چند تا از بازمانده ها از جمله جان اسنو، داشتن با قایق هاشون فرار میکردن. رهبر واکرها، شاه شب، دستاشو بالا آورد و همه ی کسایی که تازه مرده بودن، دوباره زنده شدن. در لحظه ای که فقط صدای موج های آب میومد، تغییر ناگهانی اون همه آدم خوب به بد، یکی از حماسی ترین صحنه های سریال بود.

۶. در رو نگه دار

فصل ۶، قسمت ۵: The Door – در

اخطار نیچه در مورد اینکه هر کس با هیولاها بجنگه خودش هم هیولا میشه اینجا معنیشو نشون داد. اما چند چیز در مورد اتفاقی که برای برن استارک و هودور افتاد، دل آدم رو میشکنه. برن و همراهانش در حال فرار از غاری بودن که لرد جوان در اونجا جادو یاد می گرفت و ارتش مرده ها هم پشت سرشون بودن. به لطف سفر در زمان ذهنی برن، گفتن جمله ی «در رو نگه دار» توسط دوستش میرا در زمان گذشته و از طریق ذهنی به گوش نوکر جوانی به نام ویلاس رسید. نسخه ی تغییر یافته ی او از این جمله به شکل «هودور» درآمد. از بی رحمی سرنوشت، برن زنده موند تا بشریت رو از دست وایت واکرها نجات بده ولی در مقابل ضربه ی ناگواری به یک آدم بی گناه وارد کرد. آشکار شدن این موضوع برای همه خیلی ناراحت کننده بود.

۵. مادر اژدهایان

فصل ۱، قسمت۱۰: Fire and Blood – آتش و خون

یک لحظه وایسید و به این فکر کنید که سریال و کتاب ها با این صحنه تموم بشن: یک زن جوان لخت که از خاکستر همسر سوزونده شده اش برمیخیزه، در حالی که ۳ اژدهای تازه از تخم بیرون اومده روی بدنش میخزن. این صحنه ی نمادین نقطه ی عطفی در زندگی دنریس تارگرین، پیروانش، جامعه ی دوتراکی و همه ی ما بود. این قسمت نقطه ی اصلی اضافه شدن تخیل و هیولاهای خارق العاده به سریال بود. دنیای واقعی و بی رحمانه ی وستروس و اطرافش بیش از پیش جادویی شد. و مادر اژدهایان نام جدیدی برای دنریس شد.

۴. برن از پنجره به پایین پرتاب شد

فصل ۱، قسمت ۱: Winter Is Coming – زمستان در راه است!!!

همه ی کسانی که کتاب «نغمه یخ و آتش» جرج آر آر مارتین رو خوندن جذاب ترین قسمت کتاب رو این جمله میدونن: «کارهایی که برای عشق میکنم.» بچه ی بازیگوش و خوش قلب داستان، تصادفا صحنه ی عشق بازی ملکه با برادر خودش رو میبینه و به یکباره توسط جیمی لنیستر به پایین پرتاب میشه و همه فکر میکنن اون مرده در حالی که اینطور نیست. البته همچین چیزی توی داستان های تخیلی اتفاق نمیفته. اما از جرج مارتین هر کاری برمیاد. این قسمت به طرز هوشمندانه ای با سقوط برن استارک تموم میشه و این پیامو میرسونه که اینجا هر اتفاقی ممکنه برای هر کسی بیفته …

۳. مرگ ند استارک

فصل ۱، قسمت ۹: Baelor – بیلور

… و اینجا بود که اون پیامو ثابت کردن، یکبار و برای همیشه. نقش ند استارک که توسط معروفترین بازیگر سریال، شان بین ایفا میشد، قهرمان مسلم سریال و کتاب ها، نمادی از درستی و عدالت در مقابل نظام ظالم روی کار آمده بود. هیچکدوم اینها اون رو نجات نداد. وقتی جلاد شاه جافری با شمشیر سر ند استارک رو قطع کرد، کل دنیا رو به شدت شوکه کرد. هیچ لحظه ی دیگه ای به این اندازه باعث تبدیل شدن این سریال به یک پدیده ی فرهنگی نشد.

۲. بلک واتر

فصل ۲، قسمت ۹: Blackwater – بلک واتر

یکی از چهار سکانس بزرگ جنگی GoT تا به امروز که از بعضی جهات بهترینشون هم هست. کارگردانی این قسمت رو Neil Marshall به عهده داشت که دو فصل بعد با قسمت «نگهبانان دیوار» به سریال برگشت. نبرد بین استنیس باراتیون و لنیسترها برای به دست گرفتن کینگزلندینگ و تخت آهنی یک اپیزود کامل طول کشید، از ابتدای نبرد تا لحظه ی اعلام پیروزی توسط لرد تایوین لنیستر. مابین این دو لحظه، بزرگترین و پرانفجارترین صحنه های تاریخ تلویزیون به نمایش گذاشته شد، و این به لطف انفجار وایلدفایری بود که ارتش باراتیون رو تبدیل به مشتی دود و خاکستر کرد. با توجه به تلفات انسانی دو طرف، این سکانس مثال بارزی از یک بلک باستر هیجان انگیز بود.

۱.عروسی خونین

فصل ۳، قسمت ۹: The Rains of Castamere – باران های کستامیر

در ابتدا اشاراتی با موسیقی، شوم ترین نت های موسیقی با تم فیلم آرواره ها، کاری از جان ویلیامز. اون لحظه ای که گروه موسیقی مراسم، سرود لنیسترها یعنی «باران های کستامیر» رو نواختن، بانو کیتلین و ما می دونستیم یه کاسه ای زیر نیم کاسه هست. فقط نمی دونستیم اوضاع چقد خرابه.
چیزی که بعدش اتفاق افتاد دنیای تلویزیون رو دگرگون کرد، و عبارت «عروسی خونین» رو سر زبون ها انداخت. استارک ها که توسط والدر فری و همدستش روس بولتون بهشون خیانت شده بود، بی رحمانه قتل عام شدن: شاه راب استارک چند تا تیر خورد و در آخر چاقو رو توی قلبش فرو کردن؛ همسر باردارش ملکه تالیسا و بچه ی داخل شکمش با چاقو کشته شدن؛ و گلوی بانو کیتلین بریده شد و او به زمین افتاد تا هم این قسمت تموم بشه و هم امید ما برای پیروزی استارک ها. چه موقع خوندن کتاب «طوفان شمشیرها» به این صحنه ی دلخراش برخورد کنید و یا موقع دیدن سریال، حتما خیلی براتون سخته که با همچین صحنه ای کنار بیاید.

منبع : سایت rollingstone

Total 31 Votes
2

Tell us how can we improve this post?

+ = Verify Human or Spambot ?

3 :مجموع نظرات

  1. Kambiz 2016/12/07
    پاسخ دادن

    به نظرم صحنه ی انتقام سانسا و مرگ رمزی هم میتونست جزو گزینه ها باشه

  2. alireza 2016/12/15
    پاسخ دادن

    به نظر من بهتر بود صحنه ای که سرسی اون قصر رو منفجر میکنه باید تو رتبه های بالاتری قرار بگیره از نظر من اون بهترین صحنه بود

  3. میلاد 2016/12/22
    پاسخ دادن

    به نظر من سکانس آخر قسمت ۵ فصل ۶ بهترین و زیباترین و تلخ ترین صحنه ی این سریال بود… جایی که معنی کلمه ی هودوور برای ما مشخص میشه… هول د دور… هضم این صحنه دلخراش برای من بسیار سخت و ناراحت کننده بود… اولین باری بود که برای صحنه ای تو سریال اشک ریختم… هودوور

نظر بدهید: