پروژه های مارول از فاجعه تاعالی-قسمت دوم

7-مرد آهنی 3

بعد از فیلم متوسط مرد آهنی 2 کارگردان فیلم جون فوریو پروژه را ول کرد و سراغ یک پروژه سریالی رفت.نقش رابرت داونی جونیور در این فیلم پررنگ تر شد.او معمولا برای ارائه شخصیت تونی استارک به تنهایی کار میکردبنابراین زمانی که یک کارگردان جدید نیاز بود او سراغ کارگردانی رفت که در فیلم کیس کیس بنگ بنگ با او سابقه خوبی داشت.نویسنده و کارگردان شان بلک که سابقه طولانی در فیلم های اکشن داشت.در فیلم های او بر شخصیت ها تاکید زیادی وجود دارد وخنده و بذله گویی خاصی وجود دارد(مثل سری فیلم های اسلحه کشنده).آیرون من 3 هیچ وقت به خوبی آیرون من 1 نشد و وقتی که کسی تصور نمیکرد که فیلم خوبی از آیرون من ساخته شود این فیل به موفقیتی رسید که آیرون من 2 نرسید.این موضوع به ما یادآوری میکند که تونی استارک همیشه دوست داشتنی است با این که مردی است از ددرون خرد شده و خودش بزرگترین دشمن خودش است.ایرون من 3 سرگرم کننده ترین نسبت به بقیه فیلم های این سری است و دارای طرح خاصی است که هیچ فیلم کمیکی تا حالا نداشته است. فیلم کاملی نیست ولی از لحاظ طنز در دنیای مارول اول است.

6-کاپیتان آمریکا: اولین اونجرز

اولین فیلم از سری فیلم های کاپیتان آمریکا به این حس خوره های فیلم پاسخ میدهد”چه میشد اگر اییندیانا جونز قدرت سوپر قهرمانان را داشت؟”این فیلم یک ماجراجویی در جنگ جهانی دوم را شان میدهد که قهرمان بی باک فیلم نقشه فوق العاده نازی ها را از بین میبرد.مارول برای این فیلم نتوانست کارگردانی بهتر از جو جانسون پیدا کند ، کارگردانی که اعتبار کاری اش برای فیلم عسل بود و در یک مصاحبه ای گفت:”ما در این فیلم افرادی را دور هم جمع کردیم تا فیلمی به خوبی جومانجی و راکتییر درست بکنیم”.که البته این فیلم ها زیادی نسبت به کاپیتان امریکا خوب هستند.این فیلم خیلی مدیون سری ایندیانا جونز است،حتی اگر جنگیدن با هیتلر در خون شخصیت های داستان باشد.البته این فیلم خیلی به فیلم های تحت ساخت کمپانی استیون اسپیلبرگ به مدت طولانی کمک کرد و باعث شد جو جانسون جایزه اسکار را برای فیلم ایندیانا جونز مهاجمان صندوق گمشده کسب کرد.اولین فیلم کاپیتان آمریکا در صحنه های زیادی باعث به وجد آمدن بیننده می شود.دارای نقاط احساسی است و نشان دهنده فهم درست از داستان فیلم و طنز مربوط به سال های دور است.همچنین در ذهن ما این شخصیت را بایک بازیگر فوق العاده شکل داده است. کاپیتان آمریکا نمونه بارز فیلمی است که حتما باید با پاپ کورن ببینید.اما زمانی تحسین برانگیز تر است که بدانیم این فیلم در بلوغ خود طوری ساخته شده که در قسمت های بعدی توسعه پیدا کند و به بلوغ بیشتری برسد.

5-اونجرز

بالاخره پس مدت ها و ساخت فیلم های پیشنیاز متعدد اونجرز ساخته شد و اینقدر خوب بود که هیچ کس تصورش را نمیکرد تا این اندازه خوب باشد.نویسنده و کارگردان جان ودونفیلمی جالب در ژانر خود تولید کرد که پر از دیالوگ طنز و تلاش زیاد که از افرادی با پتانسیل بالا می آمد.با وجود اینکه خطر ایجاد شده در فیلم بسیار دور از دسترس است با این وجود اونجرز شخصیت بد لایقی به نام لوکی دارند.زیبایی و جذابیت تام هیدلستون  یک سناریو در فیلم به وجود آورد با وجود اینکه به بازی او برای ایفای نقش شخصیت بد کمک نکرد اما قلب هوادار ها را ربود و  بیننده از تماشای شخصیت خوب و بد فیلم لذت میبرد.اونجرز استاندارد بسیار بالایی داشت شاید بی اندازه بالا. در نهایت فیلمی ساخته شد که در حد بالایی قرار دارد و کم تر فیلمی در دنیای کمیک می تواند به آن دست یابد.

4-کاپیتان آمریکا: سرباز زمستانی

مبارزه درگیرانه با نازی ها،تا یک عکس العمل جدی نسبت به دولت آمریکا برای جاسوسی از شهروندانش به خاطر عدم شناخت از چگونه شکست دادن دشمن،”کاپیتان آمریکا:سرباز زمستان” سطح فیلم های مارول را بالا برد.این فیلم نشان داد فیلم های هیجان انگیز و اکشن و ماجراجویی تخیلی میتوانند تاثیر گذاروداستان معنادار درباره دنیای مدرن داشته باشند.اگه برای یک شخصی تعریف کنید تعجب خواهد ولی با دیدن فیلم همه چیز معنادار خواهد شد.در قسمت اول این سری ما فقط به طر خلاصه دیدیم که استیو راجرز به دنیای مدرن منتقل شد.در سرباز زمستان او با کشوری مواجه است که نه فیزیکی نه شخصیتی آن را نمی شناسد،اما مهم تر از آن،او روحیه این کشور را نمی شناسد.او از زمانی می آید که جنگ هنوز در میان مردم آمریکا وارد نشده است.کاپیتان آمریکا فیلمی است که با تغییر شدید ژانر هنوز درون مایه و زیبایی آن را حفظ کرده است و اینگونه فیلم ها نادر هستند.این فیلم بسیار زیاد وارد شخصیت های مارول شده مثل بلک ویدو و نیک فیوری با اینکار خونی به این سری فیلم ها تزریق شد.انتونی مکی،سم ویلسون را از یک شخصیت درجه 2-3 مارول به صحنه اصلی آورد به طوری که با استعداد و جذاب نشان دهد و سرانجام او را عضو ثابت اونجرز تبدیل کرد.فیلم”کاپیتان آمریکا:سرباز زمستان”در کنار فیلم های کلاسیکی مانند “شوالیه تاریکی”قرار دارد ویکی از اولین فیلم های کمیکی است مه هدف آن منحرف کردن هدف اصلی فیلم است و هدف اصلی آن است که دقیقا آممریکا جدید چه مرگشه؟!.

3-مرد آهنی 1

اولین فیلم آیرون من صحنه رو برای تمام فیلم های دنیای مارول آماده کرد با یک پایان استثنایی که خوره های فیلم را فوق العاده هیجان زده کرد وقتی که نیک فیوری از میان تاریکی بیرون آمد وبه تونی استارک درباره اونجرز گفت.رابرت داونی جونیور و کارگردان جون فوریو این سبک را ایجاد کردند،زیبایی بصری،بذله گویی،ترحم وسرگرمی با ماجراجویی اکشن که در همه فیلم های مارول از این فیلم تا حال وجود دارد همه آنها وجودشان را در بحران اقتصادی مدیون موفقیت خالق آیرون من هستند.این فیلم کاری فراتر از اینکه ثابت کند آیرون من یک شخصیت درجه “”ب”است انجام داد.این ثابت کرد که ژانرابرقهرمان می تواند به طور سرگرم کننده ای احمقانه باشد و بدون اینکه دقیق تمام صفحات کمیک منتقل شود فیلم مورد توجه تماشاگران واقع شده و خوب بفروشد. آنها ثابت کردند که تنها راه برای رسیدن به عکس العمل خوب بیننده این است که پایه فیلم براساس شخصیت انسانی شخصیت ها باشد.شما می توانید کسی رو داخل ماشین جنگی پرنده بگذارید ولی مردم زمانی او را دوست خواهند داشت اگر بدانند شخصی که در این ماشین است یک شخص واقعی است.

2-نگهبانان کهکشان

یک پسر با نوار کاست که پر از موزیک های دهه 70 و 80 است،دو بیگانه جنگجو با پوست سبز، یک راکون سخنگو با یک اسلحه بزرگ ویک درخت متحرک و سخنگو که فقط سه کلمه می تواند حرف بزند،به صورتی در کنارهم آمده تا یکی از خالص ترین فیلم های 15 سال گذشته را تشکیل دهند.نگهبانان کهکشان یقینا یک فیلم مارول در ظاهرو باطن است. در ظاهر ارتباط آن با تمام دنیای سینمایی مارول قوی نیست ولی خواهید فهمید که بیشتر دنیای مارول را ریشه های آن طی کرده است.مثل هان سولو و فایرفلای،نگهبانان کهکشان  داستان گروهی از افراد رو از سرتاسر کهکشان بیان میکند که مسخره بازی خیلی بیشتری نسبت به قهرمانان دارند اما وقتی که یک خطر بزرگ کمیک به سراغشان می آید باعث می شود بدترین گروه آدم خوب ها تشکیل شود.آن ها آدم خوبی نیستند ولی خب بد هم نیستند. هدف آنها کشف جایگاهشان در جهان و تلاش و درگیری زیادی برای جایی که به آن تعلق دارند میکنندو در این راه به دنبال هر چه بودند به آن رسیدندبا وجود این که از هم متنفر هستند.مارول واقعا بهتر از این نمی توانست این فیلم را بسازد.

1-کاپیتان آمریکا:جنگ داخلی

جنگ داخلی بترین فیلم ممکن برای اتمام فاز سوم فیلم های دنیای مارول بود.برای اتمام یک سری فیلم چه راهی بهتر از بهترین شروع تاریخ یک سری فیلم دیگر وجود دارد؟داستانی را برای ما روایت میکند که پر از شخصیت های مختلف است،همه آنها شخصیت خوب هستند و همه رو علیه یکدیگر قرار داده و این سوال را برای بیننده ایجاد میکند که شخصیت بد داستان کیست؟ در این فیلم شخصیت بد داستان بارون زمو است ولی در نهایت او فقط جرقه ای را زد که باعث آتش گسترده شد.در فیلم های قبل از جنگ داخلی در مارول ما مطلع از اختلافات عمیق بین سوپرقهرمانان شده بودیم. اما در نهایت و تمام ان خشم و اختلاف در یکی از بهترین صحنه های جنگ تاریخ رخ داد و ما دو گروه از قهرمانان را میبینیم که در فرودگاه به سمت هم یورش برده و میجنگند.اینن یک فیلم غیر معمول و نامنظم است چه از لحاظ جغرافیایی چه از لحاظ فلسفی.این فیلم سوال هایی رو درباره وطن پرستی،وظیفه،و دوستی ر ذهن ما ایجاد میکند.این فیلم به ما میگوید چه چیزهایی برای ابر قهرمان و چه چیزهایی برای انسان ها مهم هستند.تمام شخصیت ها حاضرند از لحاظ بدنی آسیب ببینند و از لحاظ فلسفی قدم گذاشتن در دنیای ابر انسان ها را از دست بدهند.پایان این جنگ ما را بیشتر خوشحال میکند ولی با تمام این اوصاف این فیلم تمام صحنه های عاطفی،سورپرایزها و لحظات شادو هیجان انگیزی که می خواست رسید. به همین علت کاپیتان آمریکا بهترین فیلم دنیای مارول تا امروز است شاید حتی بهترین فیلم کمیک تاریخ!.البته در این فیلم اسپایدرمن هم هست که فوق العاده س.

منبع: سایت لوپر

Total 10 Votes
0

Tell us how can we improve this post?

+ = Verify Human or Spambot ?

2 :مجموع نظرات

  1. sheladerov 2016/12/22
    پاسخ دادن

    سیویل وار قشنگ بود ولی بهترین فیلم کمیکی تاریخ یه کم شاید زیاده روی باشه.سه گانه بتمن نولان تک تکشون بی نظیرن

نظر بدهید: